ما و آنها
به نام حضرت دوست و با صلوات بر حضرت رسول و اهلبیت مطهرش
_ سه سال قبل بود که گزارشواره ای را درباره یکی از مطالب الجزیره، روی همین وبلاگ نوشتم و از همین سنگر کوچکم عرض کردم که اینها می خواهند برخورداری کشورهای نفتی از انرژی فسیلی را بهانه کنند و زیرآب انرژی هسته ای را در این کشورها بزنند.
در انتهای آن مطلب کوتاه هم نوشتم که "اين خبر اقتباسي به منظور دفاع از كيان جمهوري اسلامي ايران در عرصه جنگ نرم و مقابله با تهديدات ديپلماتيك، توسط اين وبلاگ منتشر شده است."
عادت دنیا همین است یا اقتضای انزوا، نمی دانم ولی شک دارم خیلی از آنهایی که باید، در آن روزها به این حرف وقعی گذاشته باشند و یا اهمیت مطلبی که نوشتم و تحلیل مستور لابه لای آنرا درک کرده باشند!
و گذشت تا همین چند وقت قبل که به توافق ناخوب ژنو رسیدیم و از وزیر خارجه مان شنیدیم که حالا به غنی سازی 20 درصد نیازی هم نداشتیم!!! و باز هم گذشت تا رسیدیم به امروز که سایت مشرق در لابه لای اخبار محرمانه اش این مطلب را هم مخابره کرد که رسانه های صهیونیستی خارجی با همکاری عده ای در داخل قصد دارند برخورداری ایران از سوخت فسیلی را بهانه کنند و زیرآب انرژی هسته ای ما را بزنند...
_ اوایل سال 91 بود که شروع کردم به استفاده از عبارت "اپوزیسیون فرهنگی" در نوشته هایم و بعدتر هم در گزارش هایی توضیح دادم که اینها همان اپوزیسیون سیاسی ضد نظام هستند که البته دو خصلت مجزا دارند.
اول اینکه در داخل و کنار ما می زی اند و دوم اینکه کارشان از کانال فرهنگ و هنر پیگیری می شود.
ریشخند شدم و گذشت تا اینکه به امروز رسیدیم و خطبه های آیت الله خاتمی در نماز جمعه تهران که جنابشان از عبارت "فتنه گران فرهنگی" استفاده کردند. +
البته اخیراً در لابه لای حرفهای دهه 70 آقا (حفظه) دیدم که معظم له هم مضمون اپوزیسیون فرهنگی را در آن سالها مورد اشاره قرار داده اند. (آقا همیشه 20 سال از ما جلوتر است)
فکر نمی کنم نیازی به توضیح باشد که آن ریشخندکن های همیشگی هنوز هم مشغول انجام مأموریت تاریخی خودشان درباره ماها! هستند. حالا که کانال "اپوزیسیون فرهنگی" پذیرفته شد! در بحث دیگری و سیاق دیگری ولی...
_ آدمها شاید تغییر نمی کنند. و البته باید بتوانی خصلتهای شاید همیشگی و لایتغیّرشان را فهم کنی.
سال گذشته بود که در مطلبی با عنوان "فتنه ناتمام سال 88" اشاره ای کردم به آقای جلایی پور و حرفهایش که از نظر من بوی اغتشاش خیابانی و براندازی از آن به مشام می رسید.
غصه ام می گیرد که آن حرفها و سایر تحلیلهای دوستان دیده و نادیده من در همین زمینه و بخصوص حالا که با بحث "فتنه آینده" مواجهیم؛ طوری که باید خوانده نشد.
و رسیدیم به امروز که همان آقای جلایی پور کتاب "جامعه شناسی ایران، جامعه کژ مدرن"اَش را روانه ساحت افکار عمومی می کند و همان یک جمله ای که از او مورد اشاره قرار داده بودم را با شرح و بسط بیشتری بیان می کند تا نقشش را در پروسه ناآرام سازی اقتصادی ایفا کند...
_ با اینکه از صمیم قلب دوست دارم دولتمان موفق باشد اما مواضع من درباره آقای روحانی و کابینه شان کاملاً مشخص است. و مثلاً در یکی از ابعاد و از روز اولی که فرمودند: "بازی برد_برد"! در حدّ وسعم شروع کردم به مخالفت!
حرفهای صریحمان را "آنها که باید" وقعی نمی گذاشتند و لذا از روی اجبار مثلاً در لابه لای تحلیلی در خبرگزاری فارس نوشتم:
"دقت شود که وقتی دولت ما از بازی برد_برد سخن می گوید و اخیراً نیز کسانی در داخل، لفظ "موانع" را به کار بردند؛ این حرف به این معناست که برخی تئوریسین های طرفدار مذاکره، به برخی منفعت ها برای طرف مقابل نیز می اندیشند. حال سوال اینجاست که آمریکا چه منفعتی را باید از این مذاکرات به دست آورد و یا چه موانعی باید برایش برداشته شود تا راضی به تعلیق و برداشتن همه تحریم ها علیه ایران شود؟"
و گذشت...
جالب آنکه آقایان که از ژنو برگشتند و به حساب خودشان هم دستشان پر بود؛ سایت الف که از حرفهای ماها برائت دارد انگار؛ مانند عنصری لب به مدح گشود که "آه ظریف... ای مرد"
و باز هم گذشت و حرفهای ما درباره این قرارداد نیم بند ناخوب، با نخوت! خوانده شد و خیلی ها انزوای بیشتر من و امثال من را طلب کردند تا رسیدیم به امروز که یکی از همین رسانه ها و از مداحان قرارداد ژنو، به هر دلیلی این متن را انتقادی منتشر می کند: "چیزی به عنوان «بازی بُرد بُرد» نداریم، خودمان را فریب ندهیم"!
این نوشدارو ان شاء ا... به موقع به دست سهراب می رسد.
فقط طرفه اینکه مغزها و دستهایی مغرض، قدمهای پیشگیرانه یا به موقع را منزوی می کنند.
مأموریت دارند یا سهوی است یا متوجه نیستند را نمی دانم...
پانویس:
کسی میگفت تأکید بر تحلیل صحیح حجت خداست که باید تمامش کرد. جامعه اگر تحلیل صحیح داشته باشد، آغشته فتنه نمی شود...
برچسبها: اپوزیسیون فرهنگی, سیاست, تحلیل