اول دفتر: در روزهایی که انتخابات پرشکوه ریاست جمهوری را پشت سر گذاشته ایم و چشم انداز وسیع و پر گردنه ای از آینده کشور عزیزمان در مقابل قرار دارد؛ می شود راجع به مقولات مختلفی سخن گفت و تحلیل هایی را درباره گذشته، حال و البته آینده ارائه کرد.
در این میانه اما مضامینی هم هستند که قید "مهمتر" به آنها تعلق می گیرد و شاید تکلیف ما آن باشد که به این مفاهیم، بیش از مقولات دیگر که نامهم و یا کمتر مهم هستند، بپردازیم.
آنچه که در ادامه می خوانید، خوانشی تحلیلی از سه موضوع هستند که به نظر من در روزهای اخیر و حتی شاید تا یک، دوسال آینده و بیشتر جزو مهمترین هایند و پرداختن به آنها نیز یک تکلیف است.
_ باب اول: "دکتر حسن روحانی"
درباره دولت هنوز تشکیل نشده دکتر روحانی با شواهد و براهینی که وجود دارد، به این تحلیل رسیده ام که طی 4 سال آینده، کم تنش ترین رئیس جمهور را طی 12 سال اخیر در عرصه "سیاست داخلی" به نظاره خواهیم نشست.
گروه خونی دکتر روحانی و مواضعی که در طول سالهای حضور در مسئولیت هایش داشته اینطور می گوید که شیخ ما در سیاست داخلی بیشتر یک رئیس جمهور خواهد بود تا یک نظریه پرداز، لیدر، ایدئولوگ بین المللی!، سهم خواه و غیره.
ضمن اینکه سوابق دیپلماتیک دکتر روحانی نیز این گزاره را بیشتر تقویت می کند که او به رسم قاعده نانوشته دیپلمات ها که دوست دارند تا آخر عمر دیپلمات بمانند! تمایل چندانی ندارد که به راه احمدی نژاد و خاتمی برود.
دقت کنیم که یک رئیس جمهور حتماً و همیشه مواضعی دارد که برخی از آنها ذاتاً تنش زا هستند اما "احمدی نژاد" و "خاتمی" چیز دیگری بودند و عملاً به این تنش زایی، اشتهار و اشتغال روزمره داشتند.
ولی آقای روحانی حتی با اینکه شاکله اصلی دولتش را مومیایی های اصلاح طلب تشکیل خواهند داد، اینطور نخواهد بود، ان شاء الله... (مگر اینکه زمین بازی عوض شود که در صورت زیاد شدن احتمالش مطالبی را خواهم گفت)
در عین حال اما چیزی که در باب شیخ حسن آقای روحانی و دولت هنوز تشکیل نشده اش نگرانم می کند بحث "سیاست خارجی" است.
می شود، گفت که هرچقدر که مقام معظم رهبری طی هشت سال گذشته مجبور به مدیریت بیش از حد معمول صحنه سیاست داخلی کشور و مبارزه با خطاهای احمدی نژاد و کج روی های گروه سیاسی هوادارش شدند، در طول 4 سال آینده، همین روند اما در صحنه سیاست خارجی کشور و انقلاب اسلامی تکرار خواهد شد.
به هر حال مواضع دکتر روحانی در عرصه کم تحملی نسبت به مقاومت و تمایل گفتگو با آمریکا مشخص و هویداست و این صحنه هم صحنه ای نیست که بخواهیم بر سر آن مماشات کنیم و یا از دیدن واضحاتش طفره برویم.
این تحلیل بیانگر آنست که نقش خواص کشور، رسانه ها، تشکل های دانشجویی و سپاه پاسداران در 4 سال آینده و در مسیر ایستایی بر سر آرمان های اصیل انقلاب اسلامی، نقشی خطیر خواهد بود.
_باب دوم: "اصلاح طلبان"
نسبت اصلاح طلبان و رئیس جمهور جدید، در تمثیل، نسبت زن و شوهری است که با صیغه موقت به عقد هم درمی آیند.
اینکه زن کیست و شوهر کیست؟ بماند اما اینکه نسبت اصلاح طلبان و آقای روحانی؛ از جانب اصلاح طلبان بصورتی کاملاً مصلحتی تعریف شده و مثل صیغه عقد موقت می ماند، امریست واضح.
در کلام واضح تر اینکه، مسیر اصلی اصلاح طلبان، همانطور که در فتنه سال های 78 و 88 دیدیم و همانطور که آقایان نجفقلی حبیبی و اکبر شکوری راد تصریح کرده اند! ذاتاً به سمت و سوهای خطرناکی تمایل دارد.
تمایلی که البته و علی الظاهر در آقای روحانی نیست. (ولی ژنش هست که فعلاً نمی خواهم بیشتر توضیح بدهم)
در واقع دکتر روحانی نسبت به این رویکردهای اصلاح طلبان چه در سال 78 و فتنه مشهور به کوی دانشگاه و چه در سال 88، مواضع شفافی داشته که گویای مخالف خوانی ایشان با شاکله اصلی اصلاح طلبان است.
از سوی دیگر، شیخ حسن روحانی بر خلاف عموم اصلاح طلبان که نسبت به بعض از زعمای برانداز و حبس کشیده خود ارادت ویژه می ورزند، لااقل و تاکنون موضع "فدایت شوم" نداشته و این مسئله هم به زعم ستون های اصلی خیمه اصلاحات یک ذنب لایغفر و گناهی نابخشودنی است. ضمن اینکه برهانی محکم برای موقتی بودن دوستی آنها با رئیس جمهور دولت یازدهم نیز محسوب می شود.
در همین جا باید اشاره کنم که آقای روحانی به هیچ وجه کاندیدای اصلاح طلبان در انتخابات دولت یازدهم نبوده و نیست اما خیرالموجودین کاندیداهای موجود و بهترین نتیجه پس از رد صلاحیت آقای هاشمی، برای آنها بود.
در واقع، من اگرچه اصولگرایان را بازنده انتخابات 92 می دانم اما اصلاح طلبان را هم پیروز قطعی نمی دانم. (و البته عُقلایشان هم این تحلیل را قبول دارند). بی اغراق، پیروز این انتخابات نظام اسلامی بود و بس.
در این مقطع یک تحلیل دیگر را هم باید بیان کرد و آن اینکه اصلاح طلبان، این رابطه موقت را به نظر نمی رسد که بیش از 4 سال تحمل کنند.
در واقع، آنهایی که زمزمه "عبور از خاتمی" را هم در زمان دولت اصلاحات سر دادند بعید است، بخواهند به کسی مثل آقای روحانی بیش از 4 سال قناعت کنند و شهوت رسوخ دادن تفکرات لیبرالیستی به جان کشور را در پله انتخابات سال 96 و دولت دوازدهم، بر اساس مسلکی که دارند وا بگذارند. (ضمن اینکه جانم برایتان بگوید آنها همان آقای هاشمی را هم فقط برای 4 سال می خواستند نه بیشتر. چون مجبور بودند)
البته اصلاح طلبان برای عرصه خطیر انتخابات دولت دوازدهم کسی را هم در قامت یک کاندیدا ندارند (کاندیداتوری خاتمی هم یک جوک سیاسی است) و علی القاعده برای این مسئله مجبور به کاندیداسازی طی 4 سال پیش رو خواهند شد. (و نمی دانم چرا دائماً نام "حسن خمینی" می آید به ذهنم! البته امیدوارم این معنا به ذهن خودشان نیاید چون در فتنه سال 88 اصلاً نقش مثبتی ایفا نکردند و این در حالیست که علی الظاهر دفتر شخصی شان نیز تحت نظارت و راهبری اقوام و دامادهای گرامی است که رد پایشان را یا باید در ماجرای مبارزه با چادر! دید یا در حزب منحلّه مشارکت! و تمام اینها یعنی اینکه شیخ حسن آقا نمی تواند رئیس جمهور خوبی برای ما باشد. دانسته های تحلیلی ما هم باشد برای بعد)
اینکه آقای روحانی بر قاعده 8 دولت قبل از خود، رئیس جمهوری 8 ساله بشود و بر مسند دولت دوازدهم نیز تکیه بزند، بحث دیگریست اما اصلاح طلبان به ایشان به چشم یک رئیس جمهور 4 ساله نگاه می کنند که قرار است بخشی از راهبردهای آنها را عملی کند و سبب ساز بروز زمینه های سایر کارها هم (از نظر اصلاح طلبان) بشود.
_باب سوم: "آینده"
از فتنه آینده شدیداً نگرانم...
به گواه تجربه، به گواه عقل و بر اساس رصد آنچه که دشمن دارد طرح ریزی می کند؛ نه تنها بعید نیست که خیلی زیاد احتمال دارد از سال 94 به بعد، باز هم شاهد یک فتنه دیگر همانند آنچه که در کوی دانشگاه و در سال 78، در انتخابات 88 و در قضیه نیمه مهرماه بازار تهران و نرخ ارز پدید آمد، باشیم. (و این فتنه لزوماً فتنه خفی و مثل شرایط صفین هم نخواهد بود و صورت بیرونی دارد)
آدمهایی که دشمن برای این کار نیاز داشته از سال 88 به این سو در بلاهت فرهنگی محض عده ای و بیخیالی عده ای دیگر، رشده کرده و استخوان ترکانده اند و البته تقویت شده اند. (چه اینکه من ریشه اصلی فتنه را در فرهنگ می جویم نه تماماً در سیاست)
این آدم ها از دو، سه سال دیگر به جایی می رسند که قدرت تبدیل شدن به یک سرباز خیابانی مسخ شده را دارند و هم افزایی اینها با تقویت شده های قبلی یعنی آغاز یک خطر.
البته نیک بدانیم که نظام مقدس جمهوری اسلامی ایران فتنه زی نیست و شخص من هم با فتنه فتنه گفتن مدام مخالفم اما این یکی حساب بدن و بیماری است. و ذکر این نکته هم ضروریست که چیزی از میزان ربط این فتنه با دولت جدید و هنوز شکل نگرفته نمی دانم. چه اینکه دولت در دو فتنه 78 و 88 و همچنین در ماجرای انحراف، همواره یک ستون اصلی ماجرا بوده است.
تأکید می کنم که این فتنه ای که ضرباهنگش را می شنوم ضرورتاً هم قرار نیست به بهانه انتخابات باشد. (اگرچه عده ای در داخل آنرا با انتخابات تست کردند)
در واقع، ممکن است از دو سال آینده و در بازه ای 3 ساله، به هر بهانه ای ولو کوچک، شاهد یک فتنه بزرگ و عمیق باشیم. که باز رهبری صلای أین عمار برکشد، اصل نظام مورد تهدید قرار بگیرد و امنیت همه مان نیز خدشه دار شود.
برای باب سوم، اماره و دلیل چندانی را در اینجا ارائه نمی کنم. چه اینکه اولاً بنای من بر اینست که مخاطبانم پیش از این نیز حرفهایم را درباره اغتشاشات سال 88، تلاش های حلقه انحراف برای طغیانگری و ... خوانده اند و سبک و سیاقم را می شناسند و ثانیاً اینجا جای دلیل آوری کامل و میز تشریح هم نیست.
اما به این نکته اشاره می کنم که وقتی عده ای شهوت براندازی داشته باشند، نیروی مورد نیاز را هم ساخته و در اختیار داشته باشند و به لاغری و آسیب پذیری نظام (غلط کرده اند! چون نظام لاغر اینهمه پیشرفت نمی کند و دشمن از قدرتش اینهمه نمی ترسد)نیز معتقد باشند، پس دلیلی ندارد که به زدن تیر خلاص نیاندیشند.
و تیر خلاص فقط در پس یک فتنه عمیق امکان شلیک دارد... اگر آن فتنه، مثل تمام فتنه های تحمیل شده بر انقلاب اسلامی نوپای ما شکست نخورد!
انتهای پیام/
*چند بعدنوشت سیاسی هم به نظرم رسید که آنها را می توانید در ادامه مطلب بخوانید.
برچسبها:
سیاست,
تحلیلادامه مطلب