عبور

ما مشك رنج‌هاي انقلاب را به دندان كشيده‌ايم و دست و پا داده‌ايم، اما رهايش نكرده‌ايم

آبی، آبی، آرامش

_ کار رسانه تنها اطلاع رسانی نیست به نظر من. چون خبررسانی صرف را همان ها که ترجیع بند همیشگی آخر قصه ها! هستند هم می توانند انجام بدهند.

کار اصلی رسانه به نظر من، تبیین واقعیت هاست. ممزوجی از تحلیل صحیح، شناخت دوست و دشمن، آشنایی به مخاطب و دلبستگی به یک آرمان و ایدئولوژی که در قالب فراورده ای رسانه ای به افکار عمومی ارائه می شود.

گزارش "پروژه ناآرام سازی جنبش دانشجویی و کارگری" را که در گروه سیاسی سایت مشرق خواندم، احساس شعف وجودم را گرفت.

تفرّسی تحلیل محور، متقن و با اِماره های عموماً درست که موضوعش حول محور مقابله با "فتنه آینده" و "ناآرام سازی اقتصادی" شکل گرفته است.

چقدر حس خوبی دارد که آدم بداند درست در گلوگاه رسانه، بچه هایی هم هستند که تمام همّ و غمّشان تحلیل درست است و این کار را با فهم دقیقی که از توصیه رهبرمان مبنی بر شناخت "نیاز لحظه" دارند انجام می دهند.

البته بماند که مطلبشان جزو اخبار تاپ صفحه اصلی مشرق و مورد استقبال هیچ رسانه دیگری قرار نگرفت و عموماً توسط خوانندگانی مثل من، فقط خوانده شد.

ولی تمام اینها هم دلیل نمی شود که از اجر و قشنگی و تأثیرگذاری کار این بچه ها کم بشود به نظر من.

به احترامشان می ایستم...

 


_ انیمشین "سربازان بین المللی"(ATO) که رفقای من آن را ساخته اند، در جشنواره خوب عمار هم گوی سبقت را از دیگران ربود و اثر برگزیده شد.

چه حسّ قشنگی بالاتر از این که من به دوستی با بچه های سازنده این انیمشین تماماً ایرانی افتخار می کنم...

کار هنری البته هیچگاه بدون ضعف نیست و نمی شود ولی تعهد و تخصص و تلاش برای فهم و انتقال درست سوژه، به گونه ای در این به زعم من اولین انیمیشن ایرانی با کیفیت و مفهوم محور موج می زند که آدم با دیدنش، جدای از اینکه می تواند از پیموده شدن یک شبه ره صد ساله توسط چندتا جوان پاک و مخلص در جبهه جنگ نرم شاد باشد، می تواند تماشاگر طلوع یک آینده شورانگیز نیز باشد.

آینده ای که بچه های این ملک و مملکت، وقتی پای جعبه جادویی تلویزیون می نشینند، به برکت فتح الفتوح حضرت روح الله(ره) در پرورش جوانان خداجوی بسیجی؛ تولیداتی با مفهوم ایرانی و اسلامی را تماشا می کنند و به وسیله آنها تربیت می شوند که تمامشان را خودمان ساخته ایم و سرشارند از تببیین دقیق واقعیت برای نسل های فعلی و آینده ایران اسلامی.

به احترامشان از جا برمی خیزم...


برچسب‌ها: نقد, هنر
+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و چهارم دی ۱۳۹۲ساعت 8:31  توسط مسعود يارضوي  | 

نقد فیلم "گذشته" / "گذشته"ی فرهادی گذشته ی ما نیست

به نام خدا و با صلوات بر محمد و آل محمد(ص).

"گذشته" ی اصغر فرهادی همانطور که تصورش می رفت فیلمی معناگرا و البته سیاسی است.

سناریویی که اگرچه همانند "جدایی نادر از سیمین" با اِلِمان هایی مثل نوزادهای در رحم، نوجوان های عاشق تکه هایی از فرهنگ ایرانی! قصه زندگی و عشق، ترسیم نمادی انتخابی از ایران و ... شکل گرفته اما حاوی معنایی است که به نظر می رسد نقطه اصلی توجه فرهادی و یارانش را باید در همانجا جست.

نقطه ای اصلی و البته خطرناک برای مردم ایران که سمت توجه فیلم های دیگری نظیر جدایی نادر از سیمین، نارنجی پوش و یه حبه قند نیز به همان معطوف بود.

"گذشته" تلاشی برای معرفی ایران به جهان و البته به روایت فرهادی است. ایرانی که نماد آن "احمد" یا همان شوهر ایرانی و سمبل جهانش "مارین"، یعنی همسر خارجی احمد است.

داستان فیلم از این قرار است که... (ادامه مطلب)


برچسب‌ها: فیلم, نقد, هنر
ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه پانزدهم شهریور ۱۳۹۲ساعت 20:19  توسط مسعود يارضوي  | 

نقد فیلم "هیس! دخترها فریاد نمی زنند"

_ هیس! دخترها فریاد نمی زنند داستان یک اتفاق بد است که همیشه در جوامع بشری وجود داشته. تجاوز به کودکان!

یعنی یک جورهایی فیلم خانم درخشنده مضمونی را مورد اشاره قرار می دهد که از اعصار گذشته وجود داشته تا همین الآن. و از مکزیک و آمریکا گرفته تا ایران و ژاپن و اساساً هر سرزمینی که آدم های مختلف در آن ساکن هستند با شدت ها و حدّت های مختلفی با این اتفاق سوء مثل تمام اتفاقهای سوء دیگر مواجه هستند.

فقط نکته اینجاست که نمی دانم چرا چند سالی است این اتفاق بد نادر اما موجود و چندتا اتفاق دیگر در سینمای ایران و بویژه در فیلم هایی که با موضوع "زنان" ساخته می شود توسط معدودی فیلمساز ایرانی و جماعت اپوزیسیون فرهنگی، دائماً مورد اشاره های خاص قرار می گیرد!

همانطور که همین مضمون در فیلم "تسویه حساب" خانم تهمینه میلانی هم مورد اشاره قرار داشت.

در واقع این اتفاق که چندسالی است در سینمای ایران بحث تجاوز به کودکان، زندان های زنان، ظلم به زنان و غیره تا این اندازه نمود یافته است از نظر من به هیچ وجه نمی تواند تصادفی باشد.

و شاید این سوالیست که اگر به جواب واضحش فکر کنیم، ابعاد بیشتری از مسئله روشن شود.

"هیس! دخترها فریاد نمی زنند" پرداختی است معمولی به موضوع تجاوز به دختران کم سن و سال که البته تا اینجا نه می توان غیر از سوالی که در بالا اشاره کردم، توضیحی از کارگردان خواست و نه اساساً هیچگاه می توان هیچ فیلمسازی را از بابت انتخاب آزادانه یک موضوع ملامت کرد. (غیر از مواقعی که آن موضوع با امنیت ملی منافات دارد!)

فیلم، از پردازش های شخصیتی و مضمون پردازی های خاص هم برخوردار نیست و منهای بازی خوب طباطبایی ها (شهاب و طناز) چیزی دیگری ندارد که بتوان بعنوان یک ظرفیت هنری بدیع در ساحت یک فیلم به آن اشاره کرد.

اما دو نکته در فیلم هست که به نظر من بی توجهی به آنها منشأ خطر است...

_این مطلب در خبرگزاری فارس

_این مطلب در یالثارات

_اين مطلب در نداي انقلاب

_اين مطلب در مركز اسناد انقلاب اسلامي

_اين مطلب در خبرگزاري دانشجو

_اين مطلب در رويداد


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه یکم شهریور ۱۳۹۲ساعت 19:40  توسط مسعود يارضوي  | 

نقد فیلم رسوایی

مسعود ده‌نمکی فیلم ساخته است. رسوایی

پیش‌نویس: به نظر من، مردهای دنیا دو دسته‌اند. آنهایی که *تفنگ را و آنهایی که *زن زیبارو را انتخاب می‌کنند.

هیچکدام از این دو دسته شاید آدم‌های چندان بد و چندان خوبی هم نباشند اما نکته آنجاست که این دو دسته بدترین و بهترینی دارد.

بهترین‌هایش آنهایی هستند که از زن زیبارو می‌گذرند و دل به تفنگ‌ها می‌بندند و بدترین‌ها نیز آنهایند که دل از تفنگ می‌برند و سر به عشق زن زیبارو می‌گذراند.

*که فرمود: حیات چیزی جز عقیده و جهاد نیست و باز هم فرمود این دنیا عروس هزار داماد است.

و آغاز...

"رسوایی" داستان روحانی نیک ضمیری به اسم حاج یوسف (با بازی اکبر عبدی) است که به قول ما چشمش باز است. و این چشم باز در کنار امتحان الهی قرار می‌گیرد و حاج یوسف را به وادی تعامل با "افسانه" که دختری ظاهراً بدنام (با بازی الناز شاکردوست) است، می‌کشاند.

داستان فیلم تا آن حد واضح هست که حتی با دیدن تیزر فیلم هم می‌شود پایان آن را حدس زد.

شنیده‌ام این روزها تمام به‌به و چه‌چه‌هایی که از فیلم آقا مسعودمان به آسمان بلند شده است را. حتی باز هم شنیده‌ام که اکران فیلم را برای ائمه جمعه و جماعات کشور هم تدارک دیده‌اند و از شما پنهان نباشد خبرهای محرمانه زیادی هم در این زمینه دارم که اشاره می‌کنند به اظهار نظرهای این و آن درباره فیلم.

اصلاً مایل نیستم برای نقدی که به "رسوایی" ده نمکی دارم درباره مقولات چندین بار گفته شده‌ای مثل چرایی بزک غلیظ تیپ افسانه و سناریوی ضعیف و قوی و از این دست بپردازم.

و باز هم مایل نبودم که در این وانفسایی که برای تنهایی غریب حسینیه امام خمینی(ره) استشمامش کرده‌ام و به قدر تامّ و تمام وقتم را برای ادای تکلیف گرفته است...

برچسب‌ها: ده نمکی, رسوایی, نقد, فیلم
ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه ششم اسفند ۱۳۹۱ساعت 18:19  توسط مسعود يارضوي  |