عبور

ما مشك رنج‌هاي انقلاب را به دندان كشيده‌ايم و دست و پا داده‌ايم، اما رهايش نكرده‌ايم

بسته گزارش تحلیلی خبرگزاری فارس

به نام خدا و با سلام و صلوات بر محمد و آل محمد(ص)

_ فکر می‌کنم حالا دیگر یکسالی گذشته باشد از انتشار بسته‌های گزارش تحلیلی خبرگزاری فارس.

و ببخشید از اینکه طی ماه‌های گذشته، در این باره برایتان نگفتم و حرفی نزدم. چون اگر باور می‌کنید؛ نه وقتش پیش می‌آمد و نه ایضاً مصلحت بود تاکنون که عوامل پشت پرده این بسته‌ها افشا شوند!

ماجرا از اهتمام همیشگی‌ام به مسئله تحلیل صحیح و تبیین واقعیت‌ها آغاز شد و از لطف خداوند متعال و رویکرد خوب و منطقی مدیران خبرگزاری خوب فارس که به من هم اعتماد داشتند؛ کار به آنچه که در بسته‌های گزارش تحلیلی می‌بینید و خوانده‌اید، منتج شد.

از صحبت‌هایی مثل اینکه بسته خوب خوانده می‌شود و چه افسانه‌ها که مخالفان و موافقانش برایش سروده‌اند، می‌گذرم.

برای این کار تحلیلی مثل تک تیراندازها عمل می‌کنیم. خواندن و تدقیق کارمان است و تفکر در محتوایی که هر روز به واسطه یک خبر کمتر خوانده شده، قرار است به استحضار مخاطبانمان برسد؛ دغدغه‌ای همیشگی است که روز و شب ندارد برایمان.

تحلیل خودمان را هم از اصل خبر کمتر خوانده شده جدا کرده‌ایم تا چیزی به نام احترام به مخاطب با شدت بیشتری رعایت شود.

یعنی اینکه آنهایی که ما را کمتر دوست دارند، یا آنهایی که فکر می‌کنند دروغ‌گوییم یا آنهایی که خواندن واقعیت‌ها بهشان فشار می‌آورد! می‌توانند تحلیل جدا شده از خبر را نخوانند و به خواندن همان چند سطر تلخیص شده که حاصل کنجکاوی و خوانش‌های مدقّانه‌ی ما از عموم مطالب منتشره روزانه در رسانه‌های کشور است بسنده کنند.

در طول یکسال گذشته با اینکه شاید 90 درصد آنهایی که حرف‌هایمان را خواندند، معتقد بودند داریم چرت و پرت و *قینوس می‌گوییم! ولی اولاً آنچه که ناظر به آینده گفته بودیم محقق شد و چند موردش هم مانده تا محقق شود! و آنچه را هم که درباره مختصات فضای پیرامون سیاست و امنیت و فرهنگ گفتیم نیز نه تنها تکذیب نشد بلکه هر روز ادله بیشتری برای اثباتش به دست همگان رسید.

(مثل ماجرای اسلام رحمانی که توی اوج تنهایی چند بار خطراتش را توی همین بسته گوشزد کردیم و ریشخند شدیم؛ تا اینکه رهبر انقلاب به میدان آمدند و نقد تِز خطرناک اسلام رحمانی شد نقل محافل)

و لابد آنقدرها به مرز حقیقت نزدیک بوده‌ایم که در حرف‌های مخالفان و آدم‌های بی‌تفاوت نسبت به خودمان؛ کلیدواژه‌ها و مفاهیم و سوژه‌های تولیدی‌مان را بوضوح می‌بینیم؛ البته بدون رعایت حق کپی رایت!

ببخشید که شاید کمی عجیب و بدون روتوش حرف می‌زنم! اینجایی که من ایستاده‌ام رفقا، میدان جنگ است...

و توی میدان جنگ هم احتمالاً بعضی‌هایتان می‌دانید که حلوا خیرات نمی‌کنند. اینجایی که من هستم نقطه‌ی تماس واقعیت‌هاست نه تعارف و لفافه و یاوه.

در اینجا البته باید از آنهایی که حتی به حرمت یک حمایت کوچک هم لایقمان ندانستند و مهجوریت بیشتر را برایمان رقم زدند تشکر کنم و ایضاً از آنهایی که تا توانستند برای این بسته‌های بی‌ادعای تحلیلی، سنگ‌پرانی خواسته و نخواسته کردند.

و آنهایی که گفتند از 400 بسته تولیدی‌تان فقط یکی دو مورد قابل نقد است و ما آمده‌ایم که سر همان یکی دو مورد صحبت کنیم!

ما که از کویر لوت و تپه ماهورهای کشیت تا پشت میز و صندلی‌های نونوار فارس‌نیوز برامان جنگ است و مدت‌هاست که به سنگر ساختن تنهایی عادت داریم ولی فکر می‌کنم این تشکرات لازم است از آنهایی که دوست دارند چشم و دل مردم با جنجال و خبر محرمانه و نوشداروهای پس از مرگ سهراب بیشتر آشنا باشد تا تحلیل‌های ما!

و برای همین از جواب سلام ندادن گرفته تا هر کار دیگری که فکرش را بکنید، می‌کنند تا مگر این بسته‌های تحلیلی سقلمه‌ای بخورد و به صورت نقش زمین شود. تا فرق حقیقت شکافته شود.

بگذریم...

الآن که دارم این خط‌ها را برایتان می‌نویسم؛ عباس‌وکیلی معلوم نیست که بسته‌ی گزارش تحلیلی خبرگزاری فارس، همین صبح فردا هم منتشر بشود یا نشود!

یعنی در تمام طول ماه‌های گذشته هم به لطف حمایت‌ها و رفاقت‌هایی که اشاره کردم! این گنگ بودن آینده بسته‌های گزارش تحلیلی فارس با ما همنشین بوده ولی خب! از آنجا که لابد مستحضرید؛ دنیای پساتکلیف برای من و ما پر است از تفریحات رنگارنگ و خوشدلی‌هایی مثل اسب‌سواری و غواصی و غیره.

و از آنجا که ما مثل بعضی‌ها با شیر خر غسل نکرده‌ایم و دلمان برای کار و سمت تنگ نمی‌شود؛ دوران پساتکلیف برایمان با هرچیزی مساوی هست الّا با اصرار و ناراحتی و احیاناً دلتنگی.

مثل همیشه سر خود می‌گیریم و در سنگری دیگر به دنبال آسمان دگری و ماه دگری خواهیم رفت.

ان‌شاء‌الله که این برادرهای کوچکتان را دعا می‌کنید که کارهایشان مرضی رضای حضرت حق، امام عصر(عج) و رهبر معظم انقلاب قرار گیرد.

 

پ.ن: ببخشید که این قلم زهردار است و زمخت حرف می‌زند. به قول آقاجلال آل احمد، این قلم زهر نداشت ولی بس که توی تن موجودات زهردار فرو رفت، دگردیسی یافت و زهردار شد!

*قِینوس: در گویش کرمانی‌ها به معنی حرف لغو و یاوه


برچسب‌ها: بسته گزارش تحلیلی خبرگزاری فارس, تحلیل صحیح, تحلیل روزنامه‌ای, واقعیت
+ نوشته شده در  شنبه دهم مرداد ۱۳۹۴ساعت 17:7  توسط مسعود يارضوي  |