از باب رفع تهمت
_ راستش این است که من به دولت فعلی انتقادات زیادی دارم. و البته ترسی هم از بیان این انتقادات ندارم. چه اینکه نظام اسلامی هم به ما اجازه آزادی انتقاد را داده است.
اما آنهایی که نوشتههایم را شناخته یا نشناخته میخوانند، میدانند که اهل توهین و تحقیر و ناسزا خطاب به مسئولانی که در سمت هستند، نیستم.
یعنی راستش را بخواهید، معتقدم همیشه باید جایگاه را از فرد جدا کرد. و لذا اگر کسی نسبت به مقام مسئولی ناسزایی بگوید یا تهمتی بزند؛ این ناسزا و آن تهمت؛ آن جایگاه را هدف میگیرد.
وانگهی، تا وقتی عقل و استدلال و سند برای درست بودن یک انتقاد یا غلط بودن یک رفتار وجود دارد؛ ناسزاگفتن و ارجاع دادن نیت به الفاظ رکیک هیچ جایی ندارد به نظر من.
خلاصه اینکه منباب «اتّقو من مواضع التهم»! خواستم بگویم علیرغم اینکه بعضی از مسئولان دولت فعلی را به هیچ وجه صالح برای تصدی سمت نمیدانم و به خاطر دینم، مردمم و کشورم دست از انتقاد علیه آنها - و مقابله با آنها - هم نخواهم کشید اما در هیچیک از ناسزاگوییهای سیاسی و طیفی و محفلی و شخصی این روزها نه مطلبی نوشتهام، نه موافقتی ابراز کردهام و عباسوکیلی! رضایت نداشتهام که هیچ که صد در صد هم مخالف بودهام.
و ضمنن اینکه مرد باید مرد باشد و پای کار و نوشته و حرفش بایستد. یعنی اینکه به قول لُرها مرد کارش را پنهان نمیکند و نمیترسد(با اندکی تلخیص!) یعنی اینکه بعضیها با یک من ریش و سابقه جنگ و حروف حلقی وقت نماز و انواع و اقسام چیزهای دیگر؛ ولی عرضه این را ندارند که پای نوشتهشان؛ امضای خودشان را بزنند و یواشکی دیگران را به جای خودشان جا میزنند.
ضمننتر اینکه رفقا، من از 2 سال قبل تا حال حاضر، مدیر هیچ قسمتی در هیچکجا نیستم. دبیر و مدیر سیاسی هیچ رسانهای هم نیستم. البته کارهایی انجام میدهم ولی بابت هیچکدامشان نه امضایی دادهام و نه حکمی گرفتهام.
و اینهمه توضیح میدهم و رفع تهمت میکنم نه از بابت ترس که از این بابت که بدانید نه دین من و نه شخص من به خودمان اجازه نمیدهیم که مسئولان حال حاضر کشور را حتی به اندازه حروف یک کلمه با بیاحترامی مورد خطاب قرار دهیم و مثلاً به مسئولی که سرتاپایش را اشتباه فرا گرفته، بگوییم سلیطه!