وَالْمُحامِینَ عَنْهُ ...
خشونت این نگاه را دوست نداری نه ! ...
بیا و امشب این چشم های مضطر مانده را با خودت ببر ...
و تنبیهم کن ... تنبیهم کن که هر شب هزار بار بنویسم : تو_مهربانترین_خواب_قاصدک_هستی .
می خواهم حالا که به این خط رسیده ام برایت گریه کنم ... و بگویم ...
دوستت دارم ... زیر باران های فلزی هم حتی ... دلم فقط برای تو تنگ می شود ...
من از انتهای تمام این شب های بلند، به گواه قاصدک ردّ تو را زده ام ...
ناامیدم نکن ...
+ نوشته شده در دوشنبه بیست و دوم مهر ۱۳۸۷ساعت 20:32  توسط مسعود يارضوي
|