شرح این روزها...
شرح این روزهای من شرح غریبیست...
خب برادر من، آدم وقتی می بیند دیگر به اینجایش! رسیده مگر چاره ای غیر از استعفا هم دارد...!؟
رئیسمان می گوید: برگرد. می گویم: برای همه مدیرانتان حکم رسمی زدید الّا من. ولی حالا که 2 هفته است استعفا داده ام؛ برداشته اید برای جانشین من حکم زده اید. جُک از این خنده دار تر...!؟
این رزوها به هیئت شکم چرانها درآمده ایم. فکر نمی کنم بیش از خوردن و خوابیدن حرفی برای گفتن داشته باشم.
کلافگی های آقای سعید هم از دست من دیدنیست...
با عصبانیت می گوید: چرا وقتی می توانی توی این بازی لعنتی، آر.پی.جی یا چندتا اسلحه بهتر پیدا کنی؛ گیر داده ای که با همین کلاش لامسّب، هلیکوپترهای آپاچی را منفجر کنی؟ نمی شود خب...!
شروع می کنم به شعار دادن. ما فرزند صبحیم که بی هراس از هیمنه ی شب مسافر طلوع خونین صبح می شویم. می گویم: سناریوی من این است که اینطرفها غیر از کلاش تفنگ دیگری پیدا نمی شود. بنابراین یا با همین کلاش می زنیم این هلیکوپتر را می اندازیم یا اینکه می میریم. می گوید: نمی شود. می گویم: باید بشود.
از آقای فرهاد هم بگویم که این روزها دیگر نه آقای فرهاد که بابای علی است. علی کوچولوی جمع ما هم بالاخره بعد از کلی دعا و آرزوهای خوب به دنیا آمد. چشمهای کوچکش انگار فعلا" به جز خدا حوصله نگاه کردن به هیچ چیز دیگری را ندارد.
این ترم را هم که بردیم روی میدان مین. فکرش را بکنید... تنظیم خانواده گرفته ام 10 ! . مابقی را تو خود حدیث مفصل بخوان...
ابوذر را هم که خداحافظی کردیم. حتی خطابش کردیم داغ بر دل نشسته. ولی خدا را چه دیده ای؟
هنوز هم می شود عصرهای جمعه امیدوار بود که مسافر صبح بشوی... یوسف فاطمه دلدارتر از این حرفهاست...!
می خواهم "قلب" کنم یک جمله مشهور را. باب جهاد اکبر! بسته شده. باب جهاد اصغر که بسته نیست!.
یکی دارد از توی تلویزیون روضه اباعبدالله می خواند...
به قول حسین غریب:"با روضه حسین نفس تازه می کنم...وقتی هوای شهر نفسگیر می شود"
و علمدار کربلا این میانه عجب دلبری می کند.
خدا نگیرد از ما این موبایل های پیشرفته را که زیر آفتاب 50 درجه هم می توانند برای دلت روضه پخش کنند.
"ساقی لب خشکیده ات زد آتشم...بعد تو طعم بی کسی را می چشم..."
در مورد آهنگ جدید "عبور" هم حتما تا حالا "سلام آخر" احسان خواجه امیری را شنیده اید. بعد از قرآن و اذان که قبلا" مهمان وبلاگم بودند؛ احساس می کنم این روزها رنگ خداحافظی گرفته ام. و انتخاب این آهنگ هم از بابت همین دلیل بود.
یک چیز دیگری را هم مؤکدا" برای بار چندم می گویم. فعلا" کار رسانه ای نمی کنم. نه به مسیر ربطی دارم نه به ماهان و نه به هیچ جریان دیگری. تمام حرفها هم تکذیب...
راستی داشت یادم می رفت. دلم عجیب هوای دریا کرده است.
انتهای پیام/