این کلبه حزین ماند؛ نیامدی...
"حسين جان" اين اتمام حجت من باشد با تو و با دفتر مشقهاي نداشتهات...
كه يادت باشد هم با قلمم و هم با تفنگم در كنارت ايستادهام...
نكند غروبهاي دلتنگ ولي مهربان و ساده كوير را از ياد ببري...
و مايي را كه دوستت داشتيم و داريم... به قيمت جان... +
+ نوشته شده در دوشنبه هجدهم بهمن ۱۳۸۹ساعت 16:49  توسط مسعود يارضوي
