عبور

ما مشك رنج‌هاي انقلاب را به دندان كشيده‌ايم و دست و پا داده‌ايم، اما رهايش نكرده‌ايم

روزانه

ــ این روزها، اگر غربتش را منها کنی، خیلی دارد خوش می‌گذرد...

همکارهای خوبی دارم.

 

ــ "شیر دره پنج‌شیر" منم نه احمد شاه مسعود... نمی‌خواااااااام...

 

ــ‌ تازگی‌ها دیگر به همه مشورت نمی‌دهم. خیلی راحت سرم را می‌اندازم پایین و می‌روم.

... دل‌نازک‌تر از این حرفها هستم. عده‌ای هستند که به هر دلیلی خوش ندارند با آدم شهربازی بروند ولی می‌دانند که بلیط این موفقیت و این ورود به شهر بازی را باید از همان آدم بگیرند. جمع آن خوش نداشتن و این دانستن ولی جمع نقیضین است که با خصلت‌های من اصلاً نمی‌سازد.

 

ــ وقت غواصی* نمی‌دانستم این موجود "فرعون خلیج فارس" است. هیبت و طرز برخورد عجیب و خاصی داشت که تا حالا ندیده بودم هیچ حیوانی اینگونه در مقابل مهاجم برخورد کند.

در لحظه برخورد نمی‌دانستم که فرعون چندان هم خطرناک نیست. به سمتش که می‌رفتم عقب نمی‌رفت و حتی هیچ واکنش خاصی هم نشان نمی‌دهد. فقط رو به من می‌چرخید و حالتی تقریباً تهاجمی به خود می‌گرفت...

غواصی تنهایی، به نظرم تجربه‌های بی‌نظیری از طبیعت را در اختیار انسان می‌گذارد و البته سبب‌ساز خطراتی نیز هست.

*منظورم از غواصی، شنا در زیر سطح آب با اشنوکر است.

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و یکم شهریور ۱۳۹۱ساعت 20:2  توسط مسعود يارضوي  |