خوانش هایی از سیاست و آینده
"فتنه آینده" که قبلاً هم درباره اش نوشته ام، ذهنم را بصورتی خاص مشغول خودش کرده است و نمی دانم چرا راه و بیراه، نظرات و تحلیلهایم راهشان را به این سو کج می کنند؟!
_ "هواپیما یا باند فرود؛ مسئله کابینه اینست" تحلیلی درباره واقعیت های کابینه دولت یازدهم و مقوله فتنه آینده است که در روزهای قبل از رأی گیری درباره لیست وزرای پیشنهادی دکتر روحانی، در خبرگزاری فارس منتشر شد.
_ "پیرامون روشنفکرانی که در مقابل تحریم ها پرچم سفید بالا برده اند" هم تفسیری است که جرقه دوباره اش را صحبت های اخیر سعید حجاریان درباره تحریم ها و تمنّایش از روشنفکرها برای عدم سکوت در این زمینه! در ذهنم زد.
نمی دانم آیا در ذهن شما هم ادا و اصولهای کارگر مآبانه حجاریان و کابینه دولت، صفحه کارگری روزنامه تغییر یافته ایران و بحث "انقلاب یقه آبی ها" که فارین پالیسی دو سال قبل کلیدش را زد، در کنار هم معنای خاصی دارد یا نه؟!
احمدی نژاد تمام تلاشش را در این زمینه کرد ولی حتی با اینکه 7 هزار نفر را در اواسط مهر 91 به خیابان کشاند، کاری از پیش نبرد. امیدوارم حجاریان و دار و دسته اش هم نتوانند.
پ.ن: برای انتشار این مطلب در خبرگزاری تسنیم، برادر سیدمحسن هم زحمت کشید. خدای مهربان اجرش بدهد.
_ گفتم فتنه آینده... "چهار نقش سپاه و جنبش دانشجویی در 4 سال آینده" نوشته دیگریست که بچه های یالثارات منتشر کردند.
امیدوارم نکاتی را که در حد بضاعتم و پیرامون نقش سپاه و جنبش دانشجویی در مواجهه با فتنه آینده به نظرم می رسید گفته باشم و آنهایی که باید هم، این تحلیل را خوب فهم کنند.
_ و حدود یکماه و نیم قبل بود که احساس کردم جریانی دارد بصورت خزنده "حاج حسین شریعتمداری" را هدف تخریب می گیرد.
منتظر بودم که از جانب بزرگترها و برای دفاع از حاج حسین، حرفی بشنوم یا خطی را بخوانم.
اما دریغ... که یا نبود یا من ندیدم.
"ما، بزرگ زادگان و حسین شریعتمداری" را به همین مناسبت نوشتم و بچه های خوب سایت صراط منتشر کردند.
البته از بچه های الف هم شاید باید ممنون بود که بعد از این همه نامهربانی با حاج حسین، انگاری از دستشان در رفت و همین نوشته را در بخش تعاملی خود منتشر کردند و زیرش نوشتند: "مطلبی که می خوانید از سری یادداشت های بینندگان الف است و انتشار آن الزاما به معنی تایید تمام یا بخشی از آن نیست"!!!
پ.ن: حواستان که هست؟! که من و حاج حسین شریعتمداری هیچ نیازی به هم نداریم و مهم، نه خود آدمها بلکه راهیست که آدم ها می روند. غرض فقط تکلیفی بود که برای دفاع از مظلوم بر عهده داشتم.