روز بی مبارزه
روزهایی که هریک بعنوان جزئی محتوم در سیر تطوّر ما از انقلاب اسلامی به تمدن اسلامی تکوّن می یابند.
و روزهایی که با تمام شیرینی ها و تلخی هایش باید شکرگذار خداوند متعال باشیم که می توانیم درون آنها زندگی کنیم و تأثیرگذار باشیم حتی اگر به قول جواهر نهرو، سهم برخی از ما در این روزهای حساس غیر از انزوا چیز دیگری نیست.
... ببخشید که این روزها، عمده مطالب "عبور" صرف انتشار گزارش های سیاسی می شود.
چاره دیگری نیست.
یعنی وقتی به گواه عقل و اسناد و اعترافات، دشمنی خطرناک دارد برای وجب به وجب این مرز پر گوهر نقشه های شوم می پروراند، خُب قاعدتاً می پذیرید که باید در وجب به وجب هم به فکر دفاع بود و البته برای حمله اعتقادی هم برنامه ریزی کرد و راه را نشان داد.
هریک به فراخور سهمی که داریم...
نیک می دانم که برخی از مخاطبان خوب، از بابت نکته گیری های برخی اوقات من در گزارش های سیاسی منتشره، دلگیرند و نیازی به آن نمی بینند.
همانطور که عده ای دیگر هم منتقد انتشار تحلیل های محرمانه در عبور هستند.
برخی دیگر نیز گاهی از باب دید و بازدیدهای مجازی و خوش ذوقی، به خوانش لحظه هایی از "عبور" می نشستند که البته این روزها تُنُک شده است و خیلی کمتر درباره شان چیزی می نویسم.
راستش را بخواهید گاهی این روزها با خودم فکر می کنم که "نوشتن" را از یاد برده ام و غیر از قلمی عصیانگر، چیزی در دستانم باقی نمانده است.
اعتراف می کنم که آبستره مسحور کننده کلمات را دوست دارم. بیشتر از هنرهای دیگر حتی.
با این همه ولی فکر نمی کنم از نظر مخاطبهای خوب "عبور"، چیز عجیبی اتفاق افتاده باشد اگر می بینند عموم نوشته های این روزهایم به سمت مقابله و مخاصمه و بیان تحلیل های مختلف میل کرده است.
آنها حتماً در طول تمام سال های عبور، اثری از آرامش و رخوت زیستن را در اینجا ندیده اند که حالا اینهمه گزارش سیاسی و نوشتارهای سخت، متعجبشان کند.
و مدلل تر اگر بخواهم، حرف بزنم، می نویسم: "در هبوط روزهایی حساس هستیم"
مخلص کلام اینکه پیر جماران روزگاری فرمود: "تا مبارزه هست ما هستیم" و البته رندی کرد و نگفت که خدا هرگز روز بی مبارزه را در تقویم جهان نیافریده است.