عبور

ما مشك رنج‌هاي انقلاب را به دندان كشيده‌ايم و دست و پا داده‌ايم، اما رهايش نكرده‌ايم

فتنه زی ها!

به نام خدای بلند مرتبه و با صلوات بر آل یاسین(س)

برخی رخدادهای این روزها خبر از اتفاقات سوئی می دهد که در آینده رخ خواهند داد.

چیزی که ما به آن می گوییم "فتنه آینده" و علی الاصول هم باید هرکاری کرد تا فضای پیرامون به این بلیه دچار نشود.

اما باید از اینجای قصه یک پرانتز باز کرد و نکته مهمی را داخل آن نوشت.

و آن نکته اینکه دائم بیان کردن عبارت "فتنه آینده" توسط خواص و گروه های سیاسی و تبدیل شدن این کلمه به یک وِرد یا بهانه سیاسی، حتماً و حتماً  کاری غلط و در خور ملامت است.

اصلاً حتی به نظر من مقام معظم رهبری هم با این کار مخالف اند و ای بسا اگر قضیه بیش از این نضج بگیرد تذکری هم در این رابطه بدهند.

ببینید رفقای خوبم...

یکی مثل من که در بروز رخدادهای سوء فتنه مانند به واسطه پررنگ سازی بحث تحریم ها هیچ شکی ندارد؛ اشکالی ندارد که در مقام یک تحلیلگر و یک چهره سیاسی بخواهد نظرش را بگوید.

بیافزایید به این مسئله چهره های دیگری مثل مرا که افکار عمومی و رسانه ها، آنها را با تحلیل و حرفهای دو دوتا چهارتا می شناسند.

اما اگر کسانی منتسب به احزاب و طیف های سیاسی، عمده نمایندگان مجلس، رسانه ها و غیره بخواهند یکهو مسئله فتنه آینده را تبدیل به موضوع روز کنند و مثل یک دستور کار اولویت دار به آن بپردازند؛ این مسئله چیزی غیر از تشویش اذهان و غلط اندازی نخواهد بود به نظر من.

چرایش هم این است که برای عمل به تکلیف پیرامون فتنه آینده و قدم گذاری در راه رخ ندادن آن؛ باید هرکس به وظیفه خاص خودش عمل کند. نه اینکه هرکسی یاد بگیرد مثل ورد؛ بنشیند و بلند شود و دائم بگوید فتنه آینده، فتنه آینده...

راستش این است که بعضی آدمها هستند که فقط با برخی مستمسکات زنده اند. یعنی همیشه باید به یک چیزی آویزان باشند تا به واسطه آن چیز! یک طوری خودشان هم در ملأ بمانند.

مثلاً برخی ها در جبهه پایداری هستند که به نظر من شامل این حرف می شوند. یعنی اگر شما دو عبارت ولایت و یا مثلاً فتنه را از آنها بگیرید، تقریباً دیگر چیزی در ته کاسه شان نمی ماند که به واسطه آن بخواهند سوداگری کنند. همانطور که اگر از اصلاح طلبان دامنه لغاتی مثل حقوق شهروندی، جمهوریت، تقلب و خط امام را بگیرید؛ تقریباً دیگر هیچ چیزی برای گفتن ندارند.

عرضم این است که اگر هم کسی می خواهد درباره فتنه آینده حرف بزند؛ باید این حرف زدنش نه از باب فتنه زی بودن و قصاص قبل از جنایت و حرف دیگری نداشتن باشد. بلکه باید محور صحبت ها و مصاحبه ها و نوشته هایش در این باب بدون اغراض سیّاسانه و صرفاً تبیینی باشد.

و گرنه بخدا قسم این فضا بسیار تا بسیار خطرناک خواهد بود که نگذاریم افکار عمومی برای یک مدت کوتاه هم که شده طعم آسایش را بچشند.

و بخواهیم دائم بیخ گوش همین مردم عزیزی که همواره در برچیدن فتنه ها نقش اساسی را داشته اند و نیازهای دیگری هم مثل آسایش و چشیدن طعم امنیت روانی را دارند؛ بگوییم و بگوییم چه نشسته اید که هنوز فتنه 88 تمام نشده؛ فتنه بعدی در راه است!

گرفتید منظورم را؟!

باز هم تأکید می کنم که بحث پرداختن به فتنه آینده اگرچه ضروری است اما باید با مهندسی مطلوب باشد.

کسانی که بعنوان تحلیلگر از این مقوله صحبت می کنند پا در جاده صحیحی گذاشته اند به نظر من اما رهبران اجتماعی، چهره های منتسب به طیف های سیاسی، احزاب و غیره حتماً و حتماً باید حذر کنند از اینکه این مسئله را از قامت یک تحلیل اصولی به پهنه یک لقلقه زبان ساده تنزّل بدهند.

دقت کنیم که این رفتارها باعث می شود، هیچ چیزی در جای خود قرار نگیرد و در این وانفسا، این فتنه آینده است که بار کج خود را به منزل مقصود خواهد رساند.

در این زمینه سخن بسیار است و فقط از باب تتمه مطلوب کلام هم اینکه شاید به ذهن کسی خطور کند که با توجه به اهمیت بحث فتنه آینده و ناگزیر بودن ما از پرداختن به آن، پس رهبران اجتماعی یا گروه های سیاسی چطور باید آنرا محل مداقّه و تبادل نظر قرار دهند؟!

پاسخ این است که یک بار سنگین و بزرگ را همه باید با هم و به نسبت توانی که برداریم.

یعنی منی که تحلیلگرم یا چهره سیاسی هستم و یا وبلاگ می نویسم، از احتمال وقوع بگویم، دیگری که تریبونی دارد و حرفش بلافاصله تیتر یک می شود تلاش کند تا نور بتاباند به ساحتهای مانوری فتنه آینده (مثل بحث تحریمها) و آن دیگری که یک طیف یا حزب سیاسی است در بحث مثلاً استقرار نظام کار را به دست بگیرد و با گویشهای مختلف این پیام را به دشمنان آنسوی مرز مخابره کند که مخالفت با یک نظام مستقر کاری عبث و بیهوده است.

همه این کارها با هم است که می تواند به سقط شدن فتنه آینده و یا کم کردن آسیبهایش در صورت بروز، منجر شود و گرنه کار سخت خواهد شد.

 

پی نوشت:

به این مسئله هم دقت شود که احتمال عقلایی وقوع را مطرح کردن یک چیز است و رخ دادن یا رخ ندادن آن واقعه در آینده یک چیز دیگر.

در اینکه سرمای بیرون خطر ذات الریه دارد و به کسی که می خواهد آنرا تجربه کند، باید هشدار داد هیچ شکی نیست اما این امکان نیز هست که هم هشدار دهنده ها و هم آن کس یا کسان، شانس بیاورند و با وجود هوای سرد اما به هر دلیلی ذات الریه اشاره شده رخ ندهد.

و تمام این هشدارها پیرامون فتنه آینده هم هدفی غیر از همین ندارند که ان شاء ا... فتنه آینده اساساً رخ ندهد و اگر هم رخ داد، با نظر امام زمان(عج) آسیب هایش تا حد ممکن کم و کمتر باشد.


تیتر از متن:

فکر نمی کنم نیازی به توضیح باشد اما منظور من در گفتاری که خواندید هرگز و هرگز فتنه یا فتنه های گذشته نبود. در آن باب حرفهای دیگر باید فقط از باب تذکر اینکه هیچگاه نباید گذاشت فتنه 88 و مضارّش در یادها محو بشود تا روزیکه همه به بدی های آن واقف شوند.

انتهای پیام/

+ نوشته شده در  سه شنبه دهم دی ۱۳۹۲ساعت 22:8  توسط مسعود يارضوي  |