تحریم فوبیای این آدمها
به نام حضرت دوست و با سلام و صلوات بر حضرت محمد و خاندان پاکش
این چهار بند را بخوانید:
1_ در شرایط شعب ابی طالب هستیم.
2_ از تیرماه ۲ سال گذشته تا چند هفته قبل آمریکا اجازه نداده است کشتی های کشورهای خارجی در اسکله از ما نفت بخرند/ در اثر تحریمهای نفتی آنقدر بر دولت دهم فشار وارد می شد که گاهی وزرای اقتصاد و نفت دولت دهم در مجلس گریه می کردند/ بالاتر از تحریم های نفتی، تحریم های بانکی است که نمی توان مبلغ ناچیز فروش نفت خود را به کشور بازگردانیم. +
3_ تحریمها شدیدترین برخورد دشمن هستند/ شرایط فعلی از دوران 8 سال دفاع مقدس سختتر است. +
4_ تحریمها با هدف جلوگیری از گردش مالی جمهوری اسلامی به مرحله اجرا درآمدند/ حتی نمیتوانیم نفتمان را بفروشیم، دارو بخریم و کالایمان را حمل کنیم.
***
فکر نمی کنم یکسان بودن محتوای هر چهار بند فوق و البته تحلیل غلط مستتر در آنها که معتقد است "تحریمها خیلی! تأثیرگذارند"؛ نیازی به اشاره و توضیح داشته باشد.
این 4 بند را به ترتیب آقایان بهمنی (مدیر کل سابق بانک مرکزی در دولت دهم)، سیدمحمود نبویان (نماینده مجلس و عضو جبهه پایداری)، رحیمی (معاون اول رئیس جمهور سابق) و حرفهای بند چهارم را یکی از مقامات بلندپایه دولت فعلی در مقاطع مختلفی از دو سال گذشته تاکنون بیان کرده اند.
همچنین قابل ذکر است که بندهای 2 و 4 در همین دو، سه هفته اخیر از سوی آقای نبویان و آن مقام دولتی در فضای افکار عمومی کشور بیان و منتشر شده اند.
ببینید عزیزان من، اینکه افراد اشاره شده در بیان این حرفها پیرامون تحریمها و تأکید بر تأثیرگذاری زیاد! آنها تعمّد داشته اند یا سهواً گفته اند هرگز محل بحث ما نیست.
محل بحث اینجاست که چرا باید 4 مقام سابق و فعلی تا این اندازه از لولوی تکراری تحریم ها بترسند و تحلیل ناصحیحی درباره واقعیت های صحنه داشته باشند؟!
و این در حالی است که آسیبهای این مسئله فقط محدود به چند بیان غلط نیست و دور باد اما ای بسا که راه فتنه آینده و اوکراینیزه کردن فضای جمهوری اسلامی ایران هم از تبعات آن باشد...
دوستان خوبم، این 4 مقام محترم سابق و فعلی، باید پاسخ بدهند که ما مگر تا دو سال قبل از سوی آمریکا تحریم نبوده ایم که یکهو یادشان آمده باید درباره تحریم ها و اثرگذاری آنها مرثیه سرایی کنند؟!
آیا آنها فکر نمی کنند که خدای ناکرده این حرفهایشان دقیقاً بر سبیلی باشد که خواسته غیر خودی ها را محقق می کند؟!
ضمناً اگر این 4 مقام بخواهند، بگویند آمریکا در 2 سال اخیر تحریم هایش را افزایش داده و منظور ما هم تحریمهای شدید! همین دو سال است؛ باید در پاسخ گفت که با استدلال شما یعنی اینکه آمریکا قبل از این 2 سال اخیر، به ما و جمهوری اسلامی خوشبین و مشغول تخفیف دادن و ساده گیری بوده است!!!
و لذا این استدلال هم استدلال درستی نیست.
پاسخ حرف نفر اول را که حضرت آقا در همان 2 سال قبل و با بیان جمله مشهور "نظام جمهوری اسلامی امروز نه تنها در شرایط شعب ابی طالب نیست بلكه در شرایط بدر و خیبر قرار دارد" دادند و نیازی به توضیح بیشتر من وبلاگنویس ساده و در انزوا قرار گرفته! نیست.
پاسخ حرفهای نفر دوم این است که هرکس که آمد و برای سختی تحریمها گریه و زاری به راه انداخت؛ که دلیل نمی شود نتیجه بگیرید تحریمها خیلی خطرناکند!
از شما انتظار بود در همان جلسه ای که می گویید آقایان زده اند زیر گریه! موضع صریح و مالک اشتروار می گرفتید و اعتراض می کردید که چرا عده ای از مسئولان به یکباره از تئاتر 35 ساله تحریمها ترسیده اند و به هن و هن افتاده اند؟!
نه اینکه بعد از چند ماه معلوم بشود خودتان هم اساساً بهانه گریه آن دو وزیر سابق را قبول داشته اید و حالا دارید ترستان از تئاتر تحریم ها را اینجا و آنجا و با ایما و اشاره بیان می کنید.
پاسخ نفر سوم یا همان آقای رحیمی هم این است که با این سخنتان، محل شک ایجاد می شود که اساساً دریافت درستی از شرایط جنگی و مفهوم "گلوله" داشته باشید!
چون شرایط تحریم اساساً اعمال می شوند که یک کشور وارد شرایط سختتری مثل شرایط جنگی بشود و همچنین است که گویا در جریان تحریمهای زمان جنگ ما هم نیستید!
در آن زمان کشورهای بیگانه، کشتی های حامل مواد غذایی ما را با موشک می زدند و ذخیره غذایی داخل کشور هم بیش از چند روز پاسخگو نبود!
و اما نفر چهارم که به دلایلی نمی گویم چه کسی است...
به امثال ایشان باید اینطور گفت که متأسفانه تحلیل غلط برخی از چهره های دولتی از مقوله تحریمها، اظهر من الشمس شده است و در حال حاضر، خاص و عام می دانند که دولت آقای روحانی متأسفانه بیت الغزل حل جمیع مشاکل عالم را در لغو تحریمها می داند. (و متأسفانه تر اینکه جداً یا از روی مزاح! در رویای لغو تمام تحریمها هم به سر می برد)
و از این هم بگذریم که حضرات، انگار نه انگار که این واقعیت در کلام رهبری، در کلام اقتصاددانان شهیر کشور و در واقعیتهای صحنه بارها و بارها بیان شده است که راه حل مشکلات اقتصادی کشور از ایستگاه تحریمهایی که فقط 25 درصد بر اقتصاد کشور تأثیر دارند و از اول انقلاب با ما هستند و تا آمریکا هم زنده باشد، خواهند بود؛ نمی گذرد.
با من هستید هنوز؟!
حرف من این است که نتیجه اینطور حرف زدن ها چیزی غیر از ترویج تحلیلهای غلط خطرناک و البته خالی کردن دل مردم نیست.
(و اصلاً هم مهم نیست که حالا این آدمها در پسوند و پیشوند حرفهایشان گفته اند که ما مقاومت می کنیم و حسرت یک آخ را به دل دشمن می گذاریم و غیره... اینها شعار است و در جای خودش خوب اما بی مصرف می شوند وقتی هرکجا که می روند از دهشتناکی تحریمها هم سخن می رانند!)
چرا این آدمها بر نکته ای تأکید و آنرا بزرگنمایی می کنند که مردم 35 سال است در هر روز و هر لحظه ای با آن مواجه بوده اند و البته در برابرش مقاومت کرده اند و باز هم به پیش رفته اند!
با تأکید بر شدید بودن و تأثیرگذاری تحریمها چه آبی قرار است گرم شود که قیام و قعود این روزهای عده ای از رجال ما شده است تحریمها و لغو تحریمها؟!
عزیزان من، نباید گذشت کشور در این دام خطرناک گرفتار شود.
باید وجب به وجب در مقابل این رخداد شوم جنگید و تلاش کرد تا نفاق و کلاهخود مترسک تحریمها را مثل مرحب از صورتش انداخت.
رخداد شومی که اگر صورتکش را نیاندازید، میرود تا با وعده "لغو تمام تحریمها" که پس از نقشه کثیف لغو محدود بخشی از تحریمها به مرحله اجرا درآمده است؛ مسئله معیشت بهتر و موانعی مثل حمایت ما از ولی فقیه و حزب ا... لبنان و پیشرفتهای علمی و دفاعی ما را بر سر نیزه کند و قال جمهوری اسلامی را برای همیشه بکند. اگر بتواند...
انتهای پیام/
پی نوشت اول: دقت کنید لطفاً. حرف من اصلاً این نیست که راه مبارزه با تحریمها ساده است یا تحریم ها خیلی خیلی بی اهمیت اند.
نه! من فقط می گویم درباره کفه سنگینتر که همان سوء مدیریتهای داخلی در عرصه اقتصاد است باید صحبت کرد نه فقط درباره تحریمها و ثانیاً با توجه به محتوای اقتصادی فتنه آینده که لابد در نوشته هایم خوانده اید؛ این اصلاً خوب نیست که برخی در داخل بیایند و با حرفهایی سبب تقویت مسیر ناآرام سازی اقتصادی بشوند.
پی نوشت دوم: عزیزان من، تحریمها نه زیاد می شوند نه کم. چون همیشه در اعلی درجه خود اعمال می شده و می شوند. اگر می بینید آمریکا یکهو بحث تحریم سوئیفت یا تحریم صادرات نفت ایران را پیش می کشد بخاطر تغییر زمین بازی تحریمهاست نه برای افزایش دادن تحریمها. برای نمونه این مطلب را که چند ماه قبل درباره احتمال تحریمهای معدنی ایران نوشتم و بعداً هم محقق شد، بخوانید.
پی نوشت سوم: می خواهم این یک حرف تحلیلی سربسته و ناظر به آینده را باز هم بگویم و امیدوارم به گوش آقای روحانی عزیز هم برسد.
اینکه فکر نمی کنم خون ظریف و سریع القلم و ربیعی از خون مهاجرانی و گنجی و مزروعی رنگینتر باشد و ایضاً اینکه حتماً از گفتمان متحدالشکل این افراد، آبی برای شما گرم نخواهد شد آقای روحانی. اگر اساساً مشکلی در ماهیت آب بودن آب رخ نمون نشود!
(همانطور که بلافاصله بعد از توافق ژنو قرار بود معیشت مردم بهتر بشود اما نشد)
وانگهی برای شما همان به که تلاش کنید فقط و فقط در هوای خط رهبری و مردم تنفس کنید و کراوات قشنگ آقای سریع القلم دلتان را نبرد!
والسلام
و پی نوشت چهارم: احساس تنهایی توی یک جبهه سهمگین و تاریک، احساس خوبی نیست. بخصوص اینکه مفهومی مثل "انزوا" هم چاشنی اش باشد.
با اینهمه ولی ما از بسیجی ها یاد گرفته ایم که از همین وبلاگ ساده هم می شود سنگری ساخت بزرگ که رمق را از دست و پای دشمن خونخوار بگیرد.
نکته: آه از تکفیریها و این شهادت مظلومانه +