عبور

ما مشك رنج‌هاي انقلاب را به دندان كشيده‌ايم و دست و پا داده‌ايم، اما رهايش نكرده‌ايم

چرا با "تحلیل" موافقم و با "خبرهای محرمانه" مخالف؟

به نام حضرت دوست و با سلام و صلوات بر محمد و اهلبیت پاکش.

صحبتهای اخیر برادر "جواد کریمی قدوسی" عضو کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس درباره توافق ژنو، توانسته است توجهات زیادی را در فضای رسانه و افکار عمومی به خود جلب کند.

صحبت هایی که در مهمترین قسمت خود، با شواهد و خبرهایی به نقد توافق ژنو و افشای ضعفهای بزرگ آن می پردازد.

این خبر و محتوای طرح شده در آن از جهات مختلفی قابل بررسی و شکافتن است.

اما به نظر من یکی از مهمترین ابعادش را نادیده گرفته اند و آن اینکه میتوان از آقای کریمی قدوسی و عمده موافقان حرفهای ایشان پرسید که آیا حرفهایتان مصداق "نوشدارو پس از مرگ سهراب" هست یا خیر؟!

به سخن دیگر چرا در ساعات اولیه پس از امضای توافق ژنو توسط آقای ظریف و آقای روحانی، بصورت کارا به صحنه نیامدید و این حرفها را نزدید؟

و یا حتی میتوان این مطالبه را هم از شما داشت که چرا این رخدادهای سوء را پیش بینی نکردید و به وقوع آنها وقوف نیافتید؟!*

ایضاً این سوال را میتوان از رسانه هایی مثل الف، فارس، مشرق، جهان و ... هم پرسید که چرا در همان ساعات اولیه ای که دکتر روحانی، اصلاح طلبان، دکتر زاکانی، سایت الف و غیره به صحنه تقدیر و تشکر از بیانیه اقدام مشترک ژنو شتافته بودند؛ شروع به نقد اصولی آن نکردید تا آنها که گفتند این توافق، تاریخی بود و سدّ تحریمها از بین رفت و از هم اکنون قرار است سطح معیشت مردم افزایش یابد!!! اقلّ کم تا حدودی از اثرات این حرفهای ناصحیحشان کم شود و افکار عمومی کشور زیر فشار تحلیلهای غلط و احتمال وقوع "فتنه آینده" قرار نگیرد؟!

(حرفها و تحلیلهایم را درباره ماجرای ژنو و بحث تحریم ها که همگی قبل و حین این توافق ناخوب منتشر شده اند را بخوانید: + + + + + + +)

پاسخ به تمام این سوالهای ساده این است به نظر من که متأسفانه عددی از رجال سیاسی و رسانه های ما "تحلیل محور" نیستند و ابتناء نظرات خود و حجتِ گفتن ها و نگفتن ها را صرفاً بر شنیدن و دیدن "خبرهای محرمانه" و یا خبرهای ویژه که مورد دسترسی همگان نیستند قرار می دهند.

یعنی تا خبر محرمانه ای را مبنی بر موافقت یا مخالفت مقامات مسئول و یا چهره های ارشد نظام، پیرامون مقوله ای نشنوند؛ دم فرو می بندند و با تنزّه طلبی و به بهانه مصلحتها! به شغل ناشریف نظاره گری صرف روی می آورند.

و همین است که شاهد هستیم اولاً از پیش بینی و تفرّس برخی رخدادها بازمی مانند و ثانیاً گاهی در صحنه ای خاص که به حضورشان نیاز صددرصدی هست، غائب می شوند.

بیافزایید به این مسئله، ظهور سکوتها و پارادوکس ها را در مواضع این افراد و رسانه ها که برای مثال یکروز ستایشگر توافق ژنو می شوند و روز دیگر منتقد صریحش. +

به نظر من، اگر این افراد و رسانه ها از توجه زایدالوصف خود به خبرهای محرمانه می کاستند و به جای آن به "تحلیل و تفرّس" اهمیت می دادند و اندکی شجاعت را نیز چاشنی کار می کردند؛ در آنهنگام بود که می دیدیم آنها رخدادهای خوب و بد را پیش از وقوع، رصد می کنند و همچنین در وقت لازم به صحنه می آیند و همیشه نقش تاریخی خود را بعنوان "خواص اهل حق" در حدّ مطلوب ایفا می کنند.

چه اینکه علی القاعده می پذیرید کسی که به تحلیل معتقد است و البته شناخت صحیحی نیز از ساحت عقلایی انقلاب اسلامی، نظام جمهوری اسلامی و ولایت فقیه دارد در مواجهه با رخدادها، خود را محتاج اِخباری مسلکی و شنیدن خبرهای محرمانه نمی بیند و در جایی که احساس می کند به واقعیت اصیل دست پیدا کرده و می تواند آنرا عقلاً اثبات کند، نسبت به بیانش و تلاش در جهت بسط آن واقعیت فهم شده اقدام می کند.

در اینجا البته باید گفت که مواقعی هم هست که ولی زمانه بنا به مصالحی، اشارتهایی را پیرامون برخی رخدادها مطرح می کند.

کما اینکه در ماجرای سوال از احمدی نژاد؛ مقام معظم رهبری در دو مقطع اشارتهایی را به مجلسی ها بیان کردند و "سوال" با اینکه دلایلی برای منطقی بودنش وجود داشت اما به علت مصالحی بزرگتر وقوع نیافت.

اما این اشارتهای واجب الاطاعه هرگز و هرگز کتمان کننده ضرورت بیان تحلیلهای صحیح در پیش، حین و پس از هبوط رخدادها نیستند.

"خبر محرمانه" که اولاً در عموم موارد دیر شنیده می شود، ثانیاً روح معنا را منتقل نمی کند و ثالثاً به دلیل دست به دست شدن، می تواند جملات قلب شده بسیاری را درون خودش داشته باشد، هرگز ما را به سرمنزل مقصود نخواهد رساند.*

کما اینکه در ماجرای احمدی نژاد، درباره فتنه سال 88، درباره تحلیل برخی اصولگرایان و رسانه ها از انتخابات گذشته و پیرامون توافق ناخوب ژنو ما را به ناکجا برد.

با این همه اما آن روزهای روشن فرا خواهد رسید که خواص و همه رسانه های ما اهل تحلیل و تفرّس باشند و بلیّه دیرفهمی، بدفهمی و تناقض عده ای معدود، از کنار ما رخت بربندد. ان شاءا...

 

 

پ.ن 1*: امیدوارم به ذهن کسی خطور نکند که "جبهه پایداری" این اوضاع را پیش بینی کرده بود.

چون اولاً آنها به همه غیر از خودشان می گویند سازشکار، ساکت فتنه، تکنوکرات و فتنه گر و بی اخلاص و قوم لوط و ... و کلاً شما در آینده هر کار سوئی بکنید یک جورهایی ساکنان جبهه مذکور می توانند مدعی باشند که از قبل شما را رصد می کرده اند! (اما هیچوقت نمی توانند توضیح بدهند چرا حتی با اینکه به همه متلک می گویند اما از رصد احمدی نژاد و مشایی ناتوان بودند! و یا مثلاً بین روحانی و قالیباف، اولی را ولایتمدارتر! می دانند؟)

ثانیاً اگر آنها نبودند یا لااقل بینش صحیحی در سیاست داشتند، به "وحدت" تن می دادند و از تخریب کاندیداهای اصولگرای دیگر که از رأی آوری بیشتری برخوردار بودند، حذر می کردند؛ ای بسا که اصولگرایان پیروز انتخابات می شدند.

 

پ.ن2*: امیدوارم امثال آقای ع.ت و رسانه هایی مثل م و ج و برخی دیگر، روزی برسد که متوجه مضارّ شدید خبرهای درست و غلط محرمانه بشوند و به ساحت تحلیلهای صحیح روی بیاورند.


برچسب‌ها: تحلیل, سیاست, مذاکرات ژنو
+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و نهم دی ۱۳۹۲ساعت 22:44  توسط مسعود يارضوي  |