عبور

ما مشك رنج‌هاي انقلاب را به دندان كشيده‌ايم و دست و پا داده‌ايم، اما رهايش نكرده‌ايم

گزارش به مردم(انتخابات)ـ4

گزارش چهارم را به سه نکته مهم که در لابه‌لای حرف و حدیث‌های سیاست این روزها یافت می‌شود اختصاص داده‌ام.

و آن سه نکته اینهایند:

یکم: پیرامون تأکیدات مقام معظم رهبری بر مقولات اقتصادی و ارتباط آن با سوء مدیریت‌های دولت و تحریم‌ها

مقام معظم رهبری چند سالیست که در راهبردهای عمومی کشور، مسئله اقتصاد را بصورت ویژه‌ای مد نظر قرار داده‌اند. این مسئله همراه شده است با سوء مدیریت‌های فراوان دولت و از طرفی تغییر زمین بازی در عرصه اقتصاد و نفت برای غرب.

عده‌ای در این میان داد سخن داده‌اند و طوری صحبت می‌کنند که انگار تحریم‌های غرب علیه ما؛ بزرگترین بلای نازله‌ است و تأکیدات رهبری برای مقابله با تحریم‌هاست و غیره...

این قبیل سخنان را جفای در حق رهبری می‌دانم.

چون این عده نمی‌دانند که اولاً تحریم‌های غرب علیه ما هیچگاه نه در حالت تخفیفی قرار داشته که اکنون بخواهد بیشتر شود و نه گزینه تازه‌ای است که رهبر شجاع انقلاب بخواهند به یکباره در مقابل آن اخذ موضع کنند.

طرفه آنکه همه باید بدانیم که قرن جاری، دیگر قرن ژئوپولیتیک نیست بلکه قرن ژئواکونومیکس است. قرنی که طی آن باید همه چیز و حتی سیاست و فرهنگ کشورها را طوری تعریف کرد که مسئله اقتصاد آنها هم بهینه شود.

و این نکته نغز را رهبر انقلاب، بیش و پیش از همه ما رصد و بیان کرده‌اند.

لذاست که بیان صحبت‌های نافهمیده و ناسنجیده در این رابطه منجر به این می‌شود که مخاطبی احیاناً اینطور فکر کند که رهبری نظام از تحریم‌ها خوف دارد! و یا احیاناً تحریم‌های غرب علیه ما در حال اثرگذاری فلج‌کننده است. و همینطور احیاناً اینگونه تصور می‌کند که نظام ما تا آن حد نحیف! شده است که مقام معظم رهبری مجبور است برای رفع سوء مدیریت‌های فراوان دولت؛ سمت و سوی اقتصادی به کشور بدهد.

خوب است همه آنهایی که در این زمینه فکر می‌کنند، می‌اندیشند و می‌نویسند و صحبت می‌کنند متوجه این مسئله باشند که این جهت‌گیری اقتصادی اخذ شده از سوی رهبر انقلاب؛ تنها به دلیل مقتضیات وسیع قرن پیش رو و گذار ایران اسلامی به سمت تمدن اسلامی است نه برای ترس از جهت چند تحریم بی‌آبرو و نخ نما و یا احیاناً خوف از احتمال اثرگذاری سوءمدیریت‌های دولتی که در سال 84 بر سر کار آمد.


دوم: پیرامون تأکید آقای هاشمی و اصلاح‌طلبان درباره محقق شدن پیش‌بینی‌هایشان درباره دولت احمدی‌نژاد

اصلاح‌طلبان و آقای هاشمی؛ از سال 83 تاکنون علم مبارزه و مخالفت با دولت محمود احمدی‌نژاد را به دوش کشیده‌اند.

علم‌زنی خطرناکی که دودش بیش از همه به چشم نظام و مردم رفت و متأسفانه مؤید این شد که آیت‌الله 78 ساله و یاوران اصلاح‌طلبش برای مخالفت با سیستمی که همگرای آنان نباشد؛ حاضر به در نظر گرفتن مصالح کشور و مردم نیستند.

نیک بنگرید که اگر آقای هاشمی در تمام مدت این هشت سال و در مواجهه با دولت، در کنار رهبری نظام قرار می‌گرفت و به حای بدگویی علیه دولت؛ به حمایت هوشمندانه از احمدی‌نژاد می‌پرداخت، امروز چه فضای بهتری بر کشور حاکم بود.

پس با همین استدلال ساده؛ اینطور هویداست که نه آقای هاشمی و نه هیچیک از اصلاح‌طلبان هنری نکرده‌اند که این روزهای خراب دولت احمدی‌نژاد را پیش‌بینی کرده‌اند. آنها از روز اول مخالف رقیبشان بوده‌اند و لذا فقط شانس آورده‌اند و به مراد دلشان رسیده‌اند و کسی هم که از روی شانس به مرادش می‌رسد؛ همان به که مرد باشد و بگوید شانس آورده نه اینکه مدعای فهم و تحلیل سیاسی صحیح داشته باشد.

از سوی دیگر؛ آقای هاشمی و یاران اصلاح‌طلبش باید به این سؤال هم جواب بدهند که منظورشان از جمله کنایه‌آمیز "اگر حرفهایمان را شنیده بودند" چیست؟

فرض می‌کنیم آنها واقعاً به این تحلیل رسیده بودند که احمدی‌نژاد به اینجا می‌رسد. آیا انتظار داشتند "نظام" رأی مردم را به کناری بگذارد و بگوید هرچه شما می‌گویید؟

آیا انتظار داشتند مردم برای شنفتن حرف‌های آنها به خیابان‌ها بریزند و دولت را ساقط کنند؟!

یا اینکه خدای ناکرده انتظار داشتند مقام معظم رهبری از روز اول سیاست آقای هاشمی را در پیش بگیرند و به مخالفت با دولت برخیزند؟!

نتیجه آنکه این متأسفانه این حرف آقای هاشمی و یارانشان تماماً خرمنی آفت‌زده است و هیچ کجای آنرا یارای دست آویختن و احتجاج نیست.


و سوم: درباره استفاده مکرر این روزهای بعض از خواص کشور از واژه "فتنه"

رخداد خطرناکی است استفاده فراوان و البته بیجا از واژه فتنه. عده‌ای دارند کار را به سمتی پیش می‌برند که دست آخر می‌شود به افتادن گربه همسایه از دیوار هم عبارت "فتنه" را نسبت داد.

آیا واقعاً آنهایی که می‌خوابند و بیدار می‌شوند؛ مدام فتنه، فتنه می‌کنند، معتقدند که مثلاً کارشکنی‌های دولت، انحرافات حلقه نزدیک به احمدی‌نژاد، گرانی روغن مایع، تحریم‌های همیشگی غرب، تلاش عده‌ای برای حمایت خیابانی از مشایی و ... در مصداقی که از معنای فتنه متوجه می‌شویم، جای می‌گیرند؟

این اتفاق را از آن‌رو فوق‌العاده خطرناک می‌دانم که مثل عملیات فریب، ما را از فتنه اصلی هم‌اکنون و چند سال بعد دور می‌کند.

نمی‌شود به هر رخداد ریز و درشت خطرناکی گفت "فتنه" و بعد هم انتظار داشت که در موقف اصلی فتنه؛ جامعه تکلیف اصلی خود، که تکلیف خاصی هم هست را دریابد.


برچسب‌ها: سیاست, انتخابات, تحلیل
+ نوشته شده در  پنجشنبه دوازدهم اردیبهشت ۱۳۹۲ساعت 11:25  توسط مسعود يارضوي  |