عصرمرگی...
_"جوانفکرِ مشاور" یک جایی گفته است:"احمدی نژاد ستاد انتخاباتی ندارد..."
من: ببخشید پس ما داریم توی ستاد احمدی نژاد چه غلطی می کنیم...!؟
_ من اخراجی های 2 را هنوز ندیده ام. ولی این را می دانم که فیلم خنده داری است. اخراجی های 1 هم همینطور بود. ضمن اینکه به نظر من "حاج مسعود" ما زیادی فضای جنگ را به تسامح و ولنگاری کشیده است... بگذریم...
این روزها، حاج مسعود و رفقایش یک چماق به اسم "شعور مخاطب" گرفته اند دستشان و می کوبند توی سر هر کسی که بهشان ناسزا می گوید یا انتقاد وارد می کند.
می خواهم بگویم نمی شود که آدم یک فیلم خنده دار بسازد؛ بعد هم مردم بیایند و کلی برای این فیلم خنده دار بخندند؛ بعد هم ما اسم این خنده ها را بگذاریم "شعور مخاطب...!"
_... زنگ می زند. می گوید: "ستاد، متاد سراغ نداری بریم توش... رضایی هنوز کاندیدا نشده...!؟"
می گویم:" نه. فعلن فقط احمدی نژاد و میرحسین بازن. واسه چی...!؟"
(با خنده) می گوید:" بابا پیر شدیم رفت. دنبال پست دولتی می گردیم..."
... راست می گوید بنده خدا. حداقل حافظه انتخاباتی من می گوید تمام آدم هایی که عنصر مهم ستادهای پیروز بوده اند بعدها به شرف مقام دولتی دست یازیده اند.
گوشتان را کمی جلو بیاورید... حتی بچه های ستاد احمدی نژاد هم...
_ یک "گل پسری" توی تهران گفته: "مسعود یارضوی آدم ضعیفی است..."
راست می گوید شاید... ولی تنها چیزهایی که از من می داند یکی صحبت های من است در جمع تشکل های دانشجویی و دیگری هم اینکه تعریف مرا زیاد از این و آن شنیده است... همین!...
_ یک بنده خدایی بود که دامپزشک بود ولی گزارش های اقتصادی می داد به رئیس جمهور...
یادتان هست...!؟
این بنده خدا توی بازرسی ریاست جمهوری کار می کرد... یک بار آمده بود بین ما و می گفت: "ما که پست نگرفتیم که... من هنوز با اینکه دارم توی بازرسی کار می کنم ولی توی همان تشکل مردم نهاد دامپزشکی خودمان هم دارم کار می کنم...!"
